السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

21

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

آن حضرت با مشاهدهء اين موارد به خانه داخل نشد و از راه بازگشت . فاطمه دانست كه پيامبر به خاطر ديدن پرده و دستبندها به خانه قدم ننهاده . از اين‌رو پرده را پاره كرد و دستبندها را از دست كودكانش به در آورد و قطعه‌قطعه كرد . حسن و حسين گريستند فاطمه دستبند را ميان آن دو تقسيم كرد . آنان هر دو ، در هر حالى كه گريه مىكردند ، به سوى رسول خدا ( ص ) رفتند . پيامبر دستبند را از آنان گرفت و به ثوبان گفت : اينها را نزد بنى فلان ببر و براى فاطمه گردنبندى از عصب ( دندان جانورى دريايى ) و دو دستبند از عاج بخر . زيرا اينان اهل بيت من هستند و من دوست ندارم آنان طيبات خود را در زندگى دنيويشان بخورند . » ( 1 ) همچنين احمد بن حنبل از جعفر بن محمد ، از پدرش روايت كرده است كه گفت : « گروهى از مردم برهنه از روم نزد رسول خدا ( ص ) آمدند . آن حضرت بر فاطمه وارد شد ، فاطمه پرده‌اى آويخته بود پيامبر به او فرمود : آيا خوش‌حال خواهى شد اگر خداوند روز قيامت تو را بپوشاند ؟ اين پرده را به من بده . فاطمه پرده را به رسول خدا ( ص ) داد و آن حضرت آن را به اندازهء دو ذراع در يك ذراع بريد و به هر يك از برهنگان داد . » ( 2 ) راستى در گفتار ( 3 ) مؤلف استيعاب به سند خود از عايشه نقل كرده است كه گفت : كسى را راست‌گفتارتر از فاطمه نديدم ، مگر پدرش را . ابو نعيم نيز در حلية الاولياء به سند خود از عايشه نقل كرده است كه گفت : « هرگز كسى را راستگوتر از فاطمه نديدم مگر پدرش را . » ( 4 ) مناقب اهل بيت آيهء تطهير و حديث كساء ( 5 ) خداوند متعال در قرآن كريم فرموده است : « همانا خداوند مىخواهد پليدى را از شما اهل بيت ببرد و پاكيزه‌تان سازد پاكيزه ساختنى . » ( 6 ) واحدى در اسباب النزول به سند خود از ابو سعيد نقل كرده است كه گفت : « اين آيه دربارهء پنج نفر پيامبر ( ص ) ، على ، فاطمه ، حسن و حسين ، نازل شد . » در اصابه آمده است كه ام سلمه گفت : « در خانهء من آيهء « همانا خداوند مىخواهد پليدى را . . . » نازل شد . آنگاه رسول خدا ( ص ) در پى فاطمه و على و حسن و حسين فرستاد و گفت : اينان اهل بيت من هستند . . . » ترمذى اين